وطن… جایی‌ست که صدای قدم‌هـایش را در رگ‌هـایم حس می‌کنم، جایی که خاکش با اشک مادران و لبخند کودکانش معنا می‌گیرد. هر کوچه‌اش قصه‌ای‌ست، هر کوهش غیرتی‌ست، و هر آسمانش امید فرداها… وطنم؛ اگرچه دور شدی، اما از دلم یک قدم هم عقب نرفتی. نامت را وقتی زمزمه می‌کنم، انگار آهنگی آرام از درونم می‌گذرد… آهنگی که هیچ‌کس نتوانست خاموشش کند. من برای تو نفس می‌کشم، برای تو می‌نویسم، و روزی برای تو برمی‌گردم… چون وطن فقط یک نام نیست، یک احساس است. | REAB